1

برخورد حیرت انگیز پیامبر (ص) با یهودی طلبکار و اسلام آوردن او

[ad_1]

به گزارش ترازبر آشنايان به اسلام پوشيده نيست كه اين مكتب در نگرش عميق و همه جانبه خود دين را تنها يك برنامه شخصى و فردى انسانها نمى داند و تنها در مسجد و محراب و نماز و نيايش و ركوع و روزه و تهجّد و ديگر دستورالعملهاى عبادى و اخلاقى خلاصه نمى كند. بلكه گذشته از اينها حضور فعال وهمه جانبه دين را در همه ميدانهاى معامله و تجارت، كارخانه و صنعت، مدرسه و هنر، جنگ و صلح، اقتصاد و برنامه ريزى، دستگاههاى حكومتى و سياستهاى حاكم بر روابط داخلى و خارجى، روابط دولت و ملّت با يكديگر، روابط مسلمانان با ديگر ملتهاى جهان و… ضرورى و لازم مى داند.

در یادداشت گذشته نوشتیم که قاعده اولی در برقراری ارتباط با غیر مسلمانان جواز است. لکن در این میان بین کفار حربی و غیر حربی تفاوت وجود دارد و روابط اقتصادی با کافران حربی (کسانی که با مسلمانان به ظاهر یا در باطن دشمنی دارند) به جهت سلب احترام از اموال آنان، ممنوع است و این قاعده هیچ استثنا ندارد.

سپس به ذکر نمونه هایی از سیره ائمه پرداختیم. در این مجال نیز به چند نمونه دیگر از سیره ائمه معصومین علیهم السلام اشاره خواهیم داشت.

** مزارعه با مشرکان مانع ندارد

سماعه می گوید از امام صادق (ع) پرسیدم: آیا مسلمان می‌تواند با مشرک مزارعه کند، بدین گونه که بذر و گاو از مسلمان و زمین و آب و خراج و کار از مشرک باشد؟ فرمود: مانعی ندارد.

از طرفی در اخبار اینطور آمده که پیامبر (ص) در زراعت زمین‌های خیبر با یهودیان شریک شد.

** قراداد اجاره امیرالمومنین (ع)

از امام صادق (ع) نقل شده که امیرمؤمنان (ع) خود را اجاره داد که نخلستانی را آبیاری کند و در برابر هر دلو خرمایی مبلغی دریافت نماید. البته اجاره‌ای که با ذلت همراه باشد، یا برای حمل شراب، خوک و یا برای ساختن معبد باشد، مورد نکوهش و نهی پاره‌ای از فقیهان عامه قرار گرفته است.

** سپر پیامبر (ص) در گرو یهودی

در اخبار آمده که پیامبر (ص) از یک نفر یهودی همیشه قرض کرد. حتی چنین نقل شده که رسول خدا (ص) وقتی از دنیا رفت، سپرش در گروی یک یهودی بود.

داستان جالبی نقل شده که یک یهودی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم چند دینار طلب کار بود، روزی تقاضای پرداخت طلب خود را نمود، پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمود: اکنون پولی ندارم. یهودی گفت: از شما جدا نمی‌شوم تا طلب مرا بپردازید.

حضرت فرمود: من نیز در اینجا با تو می‌نشینم، به اندازه‌ای نشست که نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء و صبح روز بعد را همان‌جا خواند! یاران پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم، یهودی را تهدید کردند ولی حضرت به آن‌ها فرمود: این چه‌کاری است می‌کنید؟ عرض کردند: چگونه یک یهودی شما را بازداشت کند؟ فرمود: خداوند مرا مبعوث نکرده تا به کسانی که معاهده مذهبی با من دارند یا غیر آن‌ها، ستم روا دارم.

صبح روز بعد نیز تا طلوع آفتاب نزد یهودی نشست. در این هنگام یهودی شهادتین را گفت و بعد نیمی از اموال و ثروت خود را در راه خدا داد و سپس افزود: ای رسول خدا! به خدا سوگند کاری که نسبت به شما انجام دادم از روی جسارت نبود، بلکه می‌خواستم ببینم آیا اوصافی که در تورات درباره پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم آمده است با شما مطابقت دارد یا خیر، زیرا من در تورات خوانده ام که محمد بن عبدالله (ص) در مکه متولد می‌شود و به مدینه هجرت می‌کند، او درشت‌خو و بداخلاق نیست، با صدای بلند سخن نمی گوید، بد زبان و ناسزاگو نمی‌باشد. اکنون به یگانگی خدا و پیامبری شما گواهی می‌دهم و تمام ثروت من در اختیار شما قرار دارد، هر طور خدا دستور دهد، درباره آن عمل کنید. (با اقتباس و ویراست از کتاب یکصد موضوع پانصد داستان)

هیچ اهلیّت به از خُلق نکو

من ندیدیم در جهان جست و جو (مولوی)

از مباحثی که تا این جا طرح شد، چنین به دست می‌آید که حکم اولی داد و ستد با کافران جواز است. موارد منع، یا استثنایی هم وجود دارد که در یادداشت های آینده به آنها خواهیم پرداخت. (ادامه دارد)

[ad_2]

Source link